میدونم که خیلی زشته که عید تموم شد و من هنوز هیچی اینجا ننوشتم. آخه هر دفغه نوشتم به یه نحوی باک شد! دیگه به این نتیجه رسیدم که صلاح نیست و تصمیم گرفتم اون مطلب رو  ننویسم...بگذریم! یکی از دوستای خیلی خوبم  برای عید این ترجمه از دعای مقلب القلوب را برام فراستاد که خیلیی بهم چسبید! 

"ای دگرگون کننده قلبهای تار و دیدگان نمناک

 ای چاره گر روزهای درد و شبهای تنهایی

 ای گرداننده اوضاع نابسامان و احوال ناستوده

 تغییر ده روزگار مارا به بهترین آنچه در توان تو هست و در تصور ما نیست"

عید نوروز و فرا رسیدن سال جدید را به همه دوستان عزیزم تبریک میگم

انشاالله که سالی پر ار برکت معنویت و موفقیت داشته باشید.

این هم هفت سین ما در غربت! برای اولین بار با عجله شب عید به اصرار خواهر کوچیکم انداختیم و هر چیزیش را به زور یه جوری تهیه کردیم! مخصوصا به "سبزه" و "سمنو" و "تخم مرغ" توجه کنید! عمرا بفهمید چی هستند!

 

****************

بلاخره نوروز فرا رسید و به قول حسین قدیانی سال هزار و سی صد و فتنه تمام شد! چند روزی قبل از عید به این فکر بودم که چی شد که این همه برنامه ریزی و تلاش چند ساله برای جریانات بعد از انتخابات به نتیجه چندانی نرسید و بلاخره شکست خورد؟ آخر این همه قدرت و پول و نیرو داشتند ولی نتوانستند کاری کنند؟ با عقل جور در نمیاد؟!؟

بعد یادم آمد که یک چیز را فراموش کردند! چیزی که با رگ و خون ما انش گرفته و حتی در ته قلب دختر و پسران جوانی که بای ماهواره های شما نشسته بودند هم جایی داشت ولی در قلب های سیاه شما جا نمیگرفت و در کانفرانس ها و برنامه ریزی هایتان از قلم افتاده بود و آن عشق و محبت ما به اهل بیت و غیرت جوانان ما برای نام حسین (ع) بود!

یادم نیست کجا شدیدم ولی نقل قولی از امام (ره) بود که گفته بودند که یک عالمی پیش من آمدند و گفتند در آینده اتفاقی می افتد که به نطر میرسد به ضرر نظام و ملت ایران است ولی در حقیقت فقط پایه های آن را قوی تر میکند و باعث بیعت دوباره مردم با جمبهوری اسلامی میشود و برای همین من خیالم راحت است*. و واقعا هم چه بیعتی کردند مردم در ۹ دی و ۲۲ بهمن!

خدایا شکرت که دشمنان ما را از احماقان قرار دادی! خدایا شکرت برای پارسال و امسال و هر سال و هر روز و هر ساعت و هر ثانیه! ولی فقط...خدایا شکایتی دارم...

اللهم انا نشکو اليک فقد نبينا و غيبت ولينا...

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ                                                                                                                *نقل به مضمون بود دقیقا یادم نیست. گمان میکنم تو یکی از سخنرانی های آقای پناهیان شنیدم.