تبليغاتX
دختری از سیدنی...







دختری از سیدنی...

خداحافظی

همیشه از خدا حافظی بدم می آمده!

تا یادم میاد غصه روز خداحافظی باهام بوده. از هر چی فرودگاه و هوابیما هست بدم می اومد. وارد فرودگاه که میشم قلبم کنده میشه.

دیشب بهترین دوستمون رو بردیم فرودگاه که باهاش خداحافظی کنیم داشت میرفت ایران...برای همیشه! از صبحش آروم و قرار نداشتم...یه استرس عجیبی انگار میدونستم یه اتفاق بدی میخواهد بی افته. تو فرودگاه همه مثل دیوونه ها اشک میریختیم...نمیدونم چرا جدایی انقدر سخته برام؟

یه بار یه که از ایران میخواستم بیام خیلی دلم گرفته بود..یکی از دوستام برام مسج فرستاد..."ترس از تنهایی آن روز!"

یعنی میشه یه روزی بفهمم و این دنیا رو انقدر جدی نگیرم؟ ...فکر نکنم!

گفتم خداحافظی یهویی بی دلیل یاد خداحافظی از حرم امام رضا (ع) افتادم...اونقدر هم بی دلیل نه...دو روز دیگه هشتِ هشتِ هشتادو هشته! این خداحافظی دیگه خیلی سخته...همیشه به آقامون مگفتم من خداحافظی نمیکنم چون دلم میخواهد باهام تا اونور دنیا بیای .مطمئنم همیشه میاومد ولی من یادم میرفت باهامه...:ـ(

دلم برای سحر های حرم خیلی تنگ شده...دلم برای راه رفتن بی هدف و بی دلیل تا هر وقت که دلم میخواهد تو صحن های حرم تنگ شده. برای چهره های نورانی و قلب های باک ...برای کبوترا...

یادمه یه بار داشتم تو حرم راه میرفتم شعر "یه کلاغ رو سیاه تو "ذهنم بود رسیدم به اونجایی که میگه "من که توی سیاهی ها... از همه رو سیاهترم..میون این کبودترا...با چه رویی ببرم" و یهویی خیلی دلم گرفت و از خودم خجالت کشیدم....همون لحظه چشمم خورد به ایوون طلای روبروم که یه عالمه کبوتر سفید نشسته بودن ولی به دونه کبودتر سیاه هم وسطشون بود...قربون آقا برم که هر چی بدی میکنیم باز هم راهمون میده!

بیشابیش تولد آقای مهربونمون امام رضا (ع) رو تبریک میگم...خوش به حال اونهایی که دارن میرن مشهد ما رو هم فراموش نکنین!

دل من گرفته بونه براي يه شب پريدن
پشت كوههاي خراسون مرقد پاكتو ديدن
واسه كفتراي معصوم كه تو آسمون مي گردن
واسه آدماي مغموم كه ميان دخيل مي بندن
( دل من تنگه ميدوني كاشكي قابلم بدوني
همة عالم مي دونن تو آقاي مهربوني )
واسه اون هواي تازه كه پر از عطر گلابه
اگه دستم به ضريحت برسه واسم يه خوابه
واسه اون حوض قشنگي كه پر از آب زلاله
واسه سنگفرشاي ايوون كه برام خواب و خياله
واسه اون كفشا كه مردم روي پله در ميارن
واسه اون شمعي كه روشن توي صحن نو ميذارن
تو صدام كن تو صدام كن زائر كوي تو باشم
يا براي كفترات من سر ظهر دونه بپاشم

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 23:36 توسط عطر یاس |

تولد بانو

بارگاهی که به شهر قم به پاست، هم برای نجف هم کربلاست،

خاک اورا غرق بوسه می کنم، چون که جای پای اربابم رضاست
 
تولد بانو حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها مبارک باد

 

روز دختر هم به همه خواهر های عزیزم تبریک میگم

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 1:33 توسط عطر یاس |

آسمان قرمز


نزديك هاى شيش و نيم هفت بود كه با نور قرمز پر رنگى كه از پنجره تو چشام بود از خواب بيدار شدم...اول فكر كردم حتما تازه طلوع آفتاب هست كلى خوشحال شدم گفتم ميتونم بازم بخوابم ولى بعد نگاه ساعت كردم ديدم نه بابا ساعت داره ميشه هفت! صحنه هاى جالب ناك آسمون سيدنى امروز صبح :

هاربر بریج (Harbour Bridge)


کوچه نمیدونم کجا

منطقه پیرمنت
 

 بازم هاربر بریج (Harbour Bridge)


مقايسه  منظره مرکز شهر از ديروز تا امروز!

يه چند ثانیه ای همينجور با تعجب بيرون نگاه كردم بعدش با ذوق و خوش خيالى تمام همه رو بيدار كردم گفتم پاشين  آقا مى خواهد ظهور كُنه!
 
(خودتون دیگه حدس بزنین که وقتی گرد قرمز رو رو ماشینای خیابونا و لبه پنجره دیدم چه قدر ضایع شدم )

حالا از ما گفتن بودا...اگه جمعه دست جمعى از اينجا با آقا طى الارض كرديم تشريف اورديم ايران اصلا تعجب نكنين
!!!
 
 
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 15:23 توسط عطر یاس |

شب امتحان!

یه خورده به عقلم دارم شک میکنم که ساعت ۲:۵۴ دقیقه صبح که شب امتحان اینجنیرینگ استاتیک هست اومدم وبلاگ نویسی!..از یه خورده هم یه خورده اونورتر!

چند روز بود میخواستم یه چیزی تو وبلاگم بنویسم هی به هر بهانه ای میگفتم ولش کن. به قول مامانم موقعی که درس میاد حاضرم هر کاری کنم که از زیرش در رم! عیبی نداره حالا این چند دقیقه استراحتم باشه.

ماه رمضان اومد و کم کم داره تموم میشه. ولی خدا تموم نمیشه. سفره مهمونیش همیشه پهنه. هر چی خواستی رحمت میفرسته. نمیگه تموم شد دیگه بسه دیگه خسته شدم باشو برو خونتون. نمیگه حوصلم سر بردی از بس قدر ندونستی. نمیگه اگر بیشتر بدم پررو میشی! همیشه هستش!

کاشکی انقدر زیر بارون رحمتش چتر نمیگرفتم!

شبهای قدر - مرکز اسلامی امام حسین (ع)  - سیدنی – ساعت 3 بعد نیمه شب - حدس میزنم بیشتر از ۴۰۰ نفر در صفهای نماز و عبادت. برای ایران شاید نباشه ولی برای جامعه اینجا خیلی عجیبه...مخصوصا که شنبه شب1 باشه! یهویی احساس کردم که چه قدر بین این قلبهای باک و صورت های نورانی خجالت میکشم و با تمام وجود خدا رو شکر کردم..شکرش که تنهامون نمیزاره..که دعوتمون میکنه...هر جای دنیا باشیم تو قلبمونه...هر چی هم که قدر ندونیم...الهي لا تكلني الي نفسي طرفه عين ابدا!

پ.ن:

۱- میترسم که ماه رمضان تمام شه و یادم بیاید که به سریال ها و افطارها و مهمانی ها و شیرینیها  و دوستها و خوش گذراندن بیشتر از همه چیز اهمیت دادم!!

۲ - همیشه میترسم ولی هیچ کاری براش نمیکنم. همیشه حسرت از دست داده ها را میخورم و باز هم تکانی به خودم نمیدهم.

۳-آيا وقت آن نرسيده است که دلهای مؤمنان در برابر ذکر خدا و حقّ خاشع گردد2؟  

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱- شنبه شب اولین شب تعطیلی در هفته هست و  پس از نیمه شب اکثر مردم در مرکز شهر در حال خوشگذرانی و پارتی و... هستن

۲ - ألَمْ یَأْنِ لِلَّذينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ - آیه 16 سوره حدید

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 4:26 توسط عطر یاس |

میخواهم این دفعه از اون دفعه ها نباشه!

هر سال  هی میگم عوض بشم ، خوب بشم. ماه رحمت خداست ماه گذشتن از همه چیز. ماه انقلاب کردن، ماه آدم شدن.

ولی چرا سال بعد که ماه رمضان میرسه میبینم همچین امسال با پارسال فرقی نکردم؟ چرا این ماه به این خوشکلی و پر از نور و پاکی رو نتونستم حفظ کنم؟ کجای کار گیره که فقط بعضی موقع ها که آسونه ، که جوّش هست، که همه خوبن منم خوبم؟

نمیدونم. شاید به خاطر اینه که باور نمیکنیم که باید عوض شیم. یه بار میخواستم برم مشهد...از یکی از دوستام برسیدم چی کار کنم خوب استفاده کنم؟ گفت که مضمون سخن بزرگان این  هست که  هر وقت باور کردی که هیچیییی نداری و باور کردی که دستت خالیه اونوقته که میتونی اوج بگیری.

به نظر سخت نمیاد...ولی خیلی سخته. اگر باور داشتیم که هیچی نداریم و دست خالی هستیم به این راحتی نمیتونستیم گناه کنیم.

بعضی وقتا جرات نمیکنم خیلی بلند به خدا بگم دوست دارم. چون اگر واقعا عشق خدا تو همه وجودم بود اصلا نمیتونستم گناه کنم. ولی بازم یواشی میگم...میدونم از بس مهربونه بازم قبول داره...بازم بعد از هزار بار دوباره بهم فرصت میده..مخصوصا تو ماه رمضان.

میخوام این دفعه از اون دفعه هایی نباشه که میگم این دفعه دیگر قول هام رو نمیشکنم ولی بازم بشکنم! میخوام این دفعه از اون دفعه های نباشه که بگم این دفعه فرق داره ولی نداشته باشه! 

 میخواهم این دفعه ماه رمضان نیاد و بره و تکونی به خودم نداده باشم.

شاید راه حلش اینه که  عمل رو با مقدار سعی و تلاش بسنجیم! نه که بگم تا موقعی که سختم نیست به حرف خدا گوش میدم. حالا چند روز روزه رو میگیریم وجدانم راحت باشه. حالا نمازه رو هم میخونم یه منتی سر خدا بزارم. ولی ازم نخواه  اخلاق و رفتارم رو عوض کنما! ظاهر و باطن رو برای خدا عوض کنم! این دیگه سخته! نگی بعضی ارتاباطامو قطع کنم...نگی بعضی جاها نرم، بعضی چیزا گوش ندم، بعضی حرفا نزنم...نکی چشم و گوش و دلم همه بیش خدا مسئولن1! اینا دیگه سخت میشه!

ماه رمضون برا همینه که نشونمون بده اونقدر هم سخت نیست. سختی و اسونی نسبیه. بستگی داره برای کی باشه برا چی باشه. همش تو ذهنمونه. وقتی تو ماه رمضون از همه چی گذشتن سخت نیست جون که برای خداست موقع های دیگه هم سخت نیست- خودمون سختش میکنیم!

خیلی دعا کنین. اول برای ظهور آقا امام زمان (عج) و بعد هم برای همه ی عالم. (دیگه خودتون باید بفهمید این که انقدر مظلوم بودم نگفتم برای من دعا کنید یعنی چی!)

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱- سوره اسرا - آیه ۳۶ - قرآن کریم

+ نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت 2:58 توسط عطر یاس |

حرفهای عشقولانه

 

میلاد یگانه منجی عالم بشریت مهدی فاطمه (عج)را به همه عالم  تبریک میگم.

******************************************

مناجات شعبانیه...قشنگترین دعاییه که تا حالا تو عمرم خوندم...یاد گرفتم که به این خوشکلی هم میشه با خدا حرف زد!

میخواستم هم کوتاهش کنم هم زبانش رو گفتاری کنم ولی هر چند بار از روش خودم دیدم از بس قشنگه هیچ چیزی بیدا نمیکنم که حذف کنم! 

به نظرم رسید من در حدی نیستم که بخواهم کلام معصوم رو عوض کنم یا کوتاه کنم خودش خیلی کامل و قشنگو دلنشین هست آدم شروع کنه بخونه تا آخرش میخونه از بس قشنگه...

چند روز بیشتر از ماه شعبان نمونده...

***********
خدایا ! بشنو دعایم را هنگامى که تو را خوانم و بشنو صدایم را هر گاه تو را صدا زنم.

رو به من کن هرگاه با تو راز گویم زیرا من به سوى تو گریختم و پیش رویت ایستادم در حال بیچارگى و فروتنى به درگاهت.

 خدایا  تو همه آنچه را من در دل دارم مى دانى و حاجتم را آگاهى و از نهادم باخبرى.  سرانجام کار و سرمنزل من بر تو روشن است.

آنچه را مى خواهم بگویم و آن طلبى را که مى خواهم به زبان آورم هم میدانی.

خدایا اگر تو محرومم کنى پس کیست که روزیم دهد و اگر تو خوارم کنى پس کیست که یاریم دهد؟

خدایا پناه می برم به تو از خشمت و فرو ریختن عذابت .

خدایا اگر من شایستگى رحمت تو را ندارم ولى تو شایسته آنى که از زیاده بخششت به من احسان کنى

خدایا خود را چنان مى نگرم که گویا در روز رستاخیز در برابر تو  ایستاده ام و همانا که حسن توکل من به تو سایه بر سرم انداخته و تو نیز مرا در سراپرده عفو خویش پوشانده اى.

خدایا اگر بگذرى پس کیست که از تو بدین کار سزاوارتر باشد و اگر مرگم نزدیک شده و
عملم مرا به تو نزدیک نکرده من به ناچار اقرار به گناه را وسیله خویش به درگاهت قرار مى دهم 

الهی نیکی تو در روزگار زندگانی من بر من پیوسته  است پس نیکی خود را در هنگام مرگ از من مبر.

خدایا من چگونه مأیوس شوم از اینکه پس از مرگ مورد حسن نظر تو واقع گردم در صورتى که در دوران زندگیم جز به نیکى سرپرستیم نکردى!

خدایا سرپرستى کن کار مرا چنانچه تو شایسته آنى و توجه کن بر من به فضل خویش که
همچون گنهکارى هستم که نادانیش سراپای او را فرا گرفته

خدایا براستى تو گناهانى را در دنیا بر من پوشاندى که من به پوشاندن آنها در آخرت محتاج ترم با اینکه آشکارش نکردى براى هیچیک از بندگان شایسته ات اى خدا پس در روز قیامت در برابر دیدگان مردم مرا رسوا مکن

خدایا جود و بخششت آرزویم را گستاخ کرده و گذشت تو برتر است از عمل من

خدایا مرا در آن روزى که میان بندگانت داورى کنى به دیدارت مسرور ساز.

بار الها عذرخواهى من به درگاهت عذرخواهى کسى است که بى نیاز نشده از پذیرفتن عذرش پس عذر مرا بپذیر،
اى بزرگوارترین کسى که گنهکاران به درگاهش معذرت خواهى کنند..

ای خدای من حاجتم را باز مگردان و طمعم را به نومیدى مکشان و امید و آرزویم را از درگاهت قطع مفرما

خدایا اگر خوارى مرا خواسته بودى راهنمائیم نمى کردى و اگر رسوائیم را مى خواستى تندرستیم نمى دادى

خدایا گمان ندارم که مرا بازگردانى در مورد حاجتى که عمر خویش را در خواستن آن از تو سپرى کردم

پروردگارا ستایش خاص توست ستایش ابدى جاویدان همیشگى که فزون شود ولى کم نگردد بدان نحو که دوست دارى و خوشنود شوى

خدایا اگر مرا به جنایتم مأخوذ دارى من هم تو را به عفوت بگیرم و اگر به گناهم بگیرى من هم تو را به آمرزشت بگیرم و اگر به دوزخم ببرى بدوزخیان اعلام مى کنم که من تو را دوست دارم

خدایا اگر عمل من در جنب اطاعت تو کوچک است ولى آرزویم در کنار امید تو بزرگ است خدایا چگونه من از پیش تو محروم برگردم با اینکه چنان حسن ظنى من به جود و بخششت داشتم که مرا مورد رحمت خویش قرار داده با نجات بازم خواهى گرداند

خدایا من عمرم را در حرص غفلت از تو سپرى کردم و جوانیم را در مستى دورى از تو از بین بردم.

خدایا بیدار نشدم در آن روزگارى که به کرم تو مغرور بودم و به راه خشم تو متمایل گشته بودم

معبودا من بنده تو و فرزند بنده توأم که در برابرت ایستاده و به وسیله کرم توبه درگاهت توسل جسته

خدایا من بنده اى هستم که مى خواهم از آلودگى آنچه بدان با تو روبرو شدم از بى حیایى خودم در پیش روى تو خود را پاک سازم و از تو گذشت مى خواهم زیرا گذشت وصف شناساى کرم تو است

خدایا من آن نیرویى که بتوانم بوسیله آن خود را از نافرمانیت منتقل سازم ندارم مگر در آن وقت که تو براى دوستیت بیدارم کنى و آن طور که خواهى باشم پس تو را سپاس گویم که مرا در کرم خویش داخل کردى و دلم را از چرکیهاى بى خبرى و غفلت از خویش پاکیزه ساختى خدایا...

خدایا به من بنگر نگریستن کسى که او را خوانده اى و او پاسخت داده و به یارى خویش به کارش واداشته اى و فرمانبریت کرده! اى نزدیکى که دور نگردى از آن کس که بدو مغرور گشته و اى بخشنده اى که بخل نورزد از آنکس که امید نیکیش دارد

خدایا دلى به من بده که اشتیاقش به تو موجب نزدیکیش به تو گردد و زبانى که صدق گفتارش به سوى تو بالا آید و نظر حقیقت بینى که همان حقیقتش او را به تو نزدیک گرداند

خدایا کسى که بوسیله تو شناخته شد گمنام نیست و کسى که به تو پناهنده شد خوار نیست و کسى که تو بسویش رو کنى بنده دیگرى نخواهد بود

خدایا براستی هر کس به تو راه جوید راهش روشن است و هر که به تو پناه جوید پناه دارد و من اى خدا به تو پناه آورده ام پس گمانى را که به رحمتت دارم نومید مکن و از مهر خویش منعم مکن

خدایا جاى مرا در میان دوستدارانت جاى آن دسته از ایشان قرار ده که
امید افزایش دوستیت را دارند

خدایا در دلم اندازه شیدایى و شیفتگى ذکر خود را پیاپى و همتم را در نشاط فیروز شدن اسمائت و محل قدست قرار ده

خدایا به حق خودت بر خودت سوگند که مرا به محل فرمانبرداریت جایگاه شایسته اى از مقام خوشنودیت برسانى زیرا که
من قادر بر دفع چیزى از خود نیستم و مالک سودی هم برایش نیستم

خدایا بریدن کاملى از خلق بسوى خود به من عنایت کن و دیده هاى دلمان را به نور توجهشان به سوى خود روشن گردان تا دیده هاى دل پرده هاى نور را پاره کند و به مخزن اصلى بزرگى و عظمت برسد و ارواح ما آویخته به عزت مقدست گردد

خدایا قرارم ده از کسانى که او را خواندى و پاسخت داد و در معرض توجه قرارش دادى و او در برابر جلال تو مدهوش گشت و از این رو در پنهانى با او به رازگویى پرداختى ولى آشکارا برایت کار کرد

خدایا به خوش بینى من ناامیدى را مسلط مکن و امیدم را که به کرم نیکویت دارم قطع مکن

خدایا اگر خطاهایم مرا از نظرت انداخته پس بدان اعتماد خوبى که به تو دارم از من درگذر

خدایا اگر گناهانم بواسطه بزرگواریهاى لطفت مرا بى مقدار ساخته ولى در عوض یقین به بزرگ توجه تو مرا هشیار کرده

خدایا اگر بى خبرى از آماده شدن براى دیدارت مرا به خواب فرو برده ولى در عوض معرفت به بزرگ نعمتهایت مرا بیدار کرده

خدایا اگر بزرگ کیفرت مرا به دوزخ مى خواند ولى در مقابل پاداش فراوانت مرا به بهشت دعوت مى کند

خدایا پس از تو خواهم و بسوى تو زارى کنم و بگریم و از تو خواهم که درود فرستى بر محمد و آل محمد و
مرا از کسانى قرارم دهى که پیوسته به یاد توأند و پیمانت را نمى شکنند و از شکر تو غافل نشوند و دستور تو را سبک نشمارند

خدایا برسان مرا به نور درخشان عزتت تا عارف به ذاتت باشم و از غیر تو روگردان باشم و از تو ترسان و نگران باشم اى صاحب جلالت و بزرگوارى و درود خدا بر محمد

پیامبرش و بر آل پاکش باد و سلام بسیار بر ایشان باد

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 2:14 توسط عطر یاس |

18 سال گذشت؟

 

حال و حوصله مطلب قشنگ نوشتن ندارم. یعنی اصلا بلد نیستم. می خوام هر چی به ذهنم اومد بنویسم!

شب تولدم بد جوری بغض تو گلوم گیر کرده بود. خیلی دلم گرفته بود. باورم نمیشد. فکر میکردم هنوز ۱۵ ساله ام...هنوز وقت دارم خوب بشم. هنوز وقت هست توبه کنم....

همه میگن هر چی بزرگتر میشی گناه بیشتر میشه. مشکلات بیشتر میشه. امتحانا بیشتر میشه.

مرگ نزدیکتر میشه.

میترسم. نمیخواهم بزرگ شم!

لحظه ها همینجور میگذره...هیچ کاری نکردم. تند تند داره دیر میشه....

یواش یواش بیشتر به دنیا مشغول میشم....نکنه خدا یادم بره؟

نکنه وقت برای نماز رو بخواهم میان کارهای روزمره و درس و دوست و  دانشگاه به زور و هولکی جا بدم...

نکنه خدا رو بخواهم به زندگی بفروشم...نکنه یادم بره زندگی برای خدا هست!

نکنه سرگرم بشم..نکنه نماز دغدده ام نباشه...نکنه عشق به خدا و درک حضور خدا تو زندگیم نباشه

نکنه قول هام رو فراموش کنم...نکنه برای گناه بهانه بیدا کنم...نکنه برم تو جامعه بر از گناه و گناه برام عادی بشه...

البته این رو میدونم که میون همه اینها خدا رو داشتن هنره...وگرنه تو خونه بودن و خوب بودن که کاری نداره!

خدایا بهم کمک کن حالا که ۱۸ ساله شده ام به مادرم فاطمه (س) نزدیکتر بشم...تو حرف و عمل و زندگی تو نماز تو نیت کارهام تو همه چی الگوم مادرم باشه.

خدایا کمکم کن یه روزی منتظر واقعی بشم...

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 2:11 توسط عطر یاس |

ای کسی که به تو امید دارم...

ماه رجب که شروع میشه حال و هوای همه چیز عوض میشه...انگار همه چی بوی خدا میگیره...

خیلی دعای قشنگیه..کلی میشه رو معنیش فکر کرد.. نه فقط بعد از هر نماز، همیشه.

يا من ارجوه لكل خير ، و آمن سخطه عند كل شر

اي كسي كه در هر امر خيري به تو اميد دارم
و در امان هستم از هر نوع شر و بدي ناشي از خشم و غضب تو

يا من يعطي الكثير بالقليل ، يا من يعطي من سئله ،

اي آن كه در مقابل اعمال اندك و ناچيز ما، پاداش بسيار عطا مي نمايي
اي كسي كه به هر نيازمند و حاجت مندي عطا مي كني

يا من يعطي من لم يسئله و من لم يعرفه، تحنّنا منه و رحمة

اي كه عطا مي كني به كسي كه تو را نمي خواند و از تو چيزي نمي خواهد و تو را نمي شناسد كه صاحب مهر و عطوفت و رحمت هستي

أعطني بمسألتي إياك جميع خير الدنيا وجميع خير الآخرة،

عطا كن به من به خاطر درخواستى كه از تو كردم  تمام خیر دنیا وتمام خیر آخرت را

 واصرف عني بمسألتي إياك جميع شر الدنيا وشر الآخره،

و تمام شر دنیا و شر آخرت را از من دفع کن

فإنه غير منقوص ما أعطيت وزدني من فضلك يا كريم،

همانا آنچه تو می دهی تمام وغیر ناقص است،

و زیاد کن آنچه را به من می دهی ای کریم و بخشنده

يا ذا الجلال والإكرام، يا ذا النعماء والجود، يا ذا المنِّ والطول حرِّم شيبتي على النار

ای صاحب کرامت و بزرگی، ای صاحب نعمت و بخشش ،ای صاحب منت و محبت، محاسنم را بر آتش عذابت حرام کن.

***

راه میرم و لحظه های تنها باری که ایران اعتکاف رفتم رو مرور میکنم...تا چشام و میبندم همه حا سفید میشه. دوباره میون همه نشستم دارم یا من ارجوه میخونم..همه همدل و مهربون کنار هم تو صف های نمازیم و به یه سمت دستامونو دراز کردیم....دوباره تو شبستونم..دوباره نیمه شبهای مسجد شهدا است و با تمام وجود خدا رو حس میکنم و شکرش میکنم.....

خدا میدونه چه قدر دلم تنگه.

فکر میکردم امسال بلاخره میتونم بیام. امید داشتم برسم به اعتکاف ولی انگار قسمت نبود...نمیدونم حکمتش چیه..شاید همش دنبال راه حل آسونم؟ شاید خدا میخواهد بگه اینطوری نمیشه. خودت باید آدم شی. خودت باید یاد بگیری. شاید همش منتظر این بودم که برم اعتکاف تا خوب بشم،  گناه نکنم...خدا داره میگه اینطوری که نمیشه...هر وقت پاک و سفید شدی مثل بقیه... بعد دعوتت میکنم مهمونیم...

الکی که نیست. لیاقت میخواهد. هنوز هم برای ضیافت عشق آماده نیستم...ولی خدا فقط خواهش میکنم هر چیم که بدم تو این غربت تنهام نزار...میدونم نمیزاری...يا من ارجوه لكل خير... يا من يعطي الكثير بالقليل

بهترین روزهاست برای همدلی بعد از این همه جریانات انتخابات..امیدوارم کسی رو ناراحت نکرده باشم و چیز ناحقی نگفته باشم...حلال کنید و انشاالله خدا هم ببخشه.

اونایی که میرین لحظه لخظه رو  قدر بدونین و خیلی دعا کنین...اول از همه برای ظهور آقا و پیروزی و سربلندی همه مسلماناهای دنیا.

*****************

مروری بر دعای ماه رجب (متن و فیلم)

http://www.rahpouyan.com/article/showart.asp?sid=232&aid=3059

تأملی در دعای ماه رجب

http://www.aviny.com/Occasion/Islamic/Rajab/87/2A.aspx

******************

سایت اعتکاف ۸۸ - همدلی زیر سایه خدا

http://rahpouyan.com/etekaf/etekaf88/

******************

+ نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 15:49 توسط عطر یاس |

آقای موسوی هنوز هم خوابید؟

جمعه شب: از شوق خوابم نمیبرد....یعنی فردا چی میشه؟ امتحان داشتم...نتونستم زیاد بخونم، حدود ۲ اینا بلاخره خوابیدم..۶ صبح همه خانواده نشیتبم پای کامپبوتر. ایران حدود ۱۲.۳۰ بود. هنوز کلی رای ها مونده بود ولی احمدی نژاد خیلیی جلو بود. با کلی شوق و هیجان خدا رو شکر کردم، رفتم سر امتحان... تمام روز خیلی خوشحال بودم، به جز دو سه نفر هیچکی نبود بهش تبریک بگم، همه دوستام حالشون گرفته بود!!! ولی باز هم خیلی خوب بود به ملتم افتخار میکردم و از ته دل خوشحال بودم.....اما....مگر میگذارند؟؟؟؟

از همان روز پیام ها شروع شد...اس ام اس پشت اس ام اس...اول میگفتند معلومه داهات ها را فقط شمردند..بعد میگفتند نه هنوز رای های خارج حساب نشده وگر نه میبریم (!)...هر چی تونستن به خودشون امید دادن...اما وقتی نتبجه نهایی شد دیگه شروع کردند به دروغ پشت دروغ..

آقا تقلب شده! رای من کو؟ اخه یکی نیست بیاد بگه ۱۳ ملیون هم خیلی زیادتون بود!!! رایتون هست! ۱۳ ملیون کم نیست! ولی چرا فقط خودتون را آدم حساب میکنید؟؟؟ پس ۲۴ ملیون آدم دیگه چی؟؟پس اینها به که رای دادن؟؟؟

 

 

 

تازه اینها اولش بود! باورم نمیشود همچین شخصیتی میخواست رییس جمبهورمان شود! واقعا لیاقتش را نشان داذ! تا حالا میگفتم بیچاره آدم خوبی هست، طرفداراش خرابش میکنند، میگفتم همه کاندیدا خوبند، اما احمدی نژاد بهترین است....

 اما حالا کسی را میبینم که نه ظرفیت شکست داشت، و نه شایستگی مسیولیت یک ملت را بر عهده گزفتن. خدا رو شکر رییس جمبهورمان کسی نشد که مردم را به آشوب و درگیری تشویق کند و جان و امنیت ملت و مردم را به خطر بیندازد.  آقای موسوی میدانید که همه رسانه های غربی، همه دشمنان اسلام و جمبهوری اسلامی، دشمنان امام(!) و انقلاب امروز خوشحالند؟میدانید چند هزار نفر حمایت کننده هاتون که این ها را به وجود آوردن نماینده همه ملت ایران شدند؟ میدانید صفحه های اول سایت ها همه از بیچارگی مردم ایران میگویند؟ میدانید عکس های درگیریهای ایران را به در و دیواز میزنند و برای ملت ما به مسخره دلسوزی میکنند؟ میدانید بی قرهنگی های دسته قلیلی از مردممان را توی سرمان میزنند؟ میدانید اعصاب ایرانیان خارج از کشور  همه خورد است و چشمانشان گریان؟ میدانید که بهترین روزهای ملت ایران و سر بلندیش را با خودخواهی و قدرت طلبی خودتان خراب کردید؟

یا هنوز هم خوابید؟

نمیترسید که روزی برای این کارها  بخواهید جوابگو باشید؟

به خدا دیگر بس است!

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 18:9 توسط عطر یاس |

نگاهی دور از شور و هیجان انتخابات...

 

این روزها هر ایمیلی و افالاینی و خبری که میاد درباره انتخاباته...شور و هیجان عجیبی همه رو گرفته! روزای اول به اين فكر ميكردم كه چقدر واقعا مردم اينجا بوقن! وقتى انتخابات ميشه اصلا هیچکی عین خيالش نيست. همه اسم نخست وزیز هم بزور ميدونن! تازه راى دادنم که اجباریه...كلا انتخابات چيز مهمى نيست...هيچکى نه ميدونه كيه، نه  منتظرشه، نه از جوابش خوشحال يا ناراحت ميشه...تازه همین الان خودم یه چند ثانیه ای فکر کردم تا یادم اومد اسم نخست وزیر کوِین راد هست!

ولى ايران خیلیییی فرف داره! خيلى دلم ميخواست اين چند روز بودم تو جوّ و هيجان انتخابات... خيلى عشق ميكنم مى بينم مردم اينقدر مملکتشون براشون مهمِه..هر چی غرب سعی میکنه مردم رو بی تفاوت نشون بده نمی تونه! مردم مملکتشون عشقشونه..هر تصميمى ميگيرن با همه وجودشون ميگيرن و پاى ملتشون و هویتشون وایسادن...خیلییی قشنگه...

ولی حالا كه اینجوریه چقدر بهتر ميشد كه همه با نگاه باز و بدون تعصب دنبالِ بهترين بودن؟

يه چيزى كه خيلى دقت كردم اينه که انتخابات براى مردم ايران یه تعصبه...كسى دنبالِ اين نيست كه بهترين رو انتخاب كُنه، دنبال اين نيست كه با عقل و دلیل و استدلال برا مملکتش تصميم بگيره...مثل اينكه همه یه جورایی جوگیر ميشن...یهویی يكى رو انتخاب میکنن و مثل چی چی پاش وایمیسن.همه باهم میجنگن و تمام سعی و تلاششون اینه که یا کاندیدی که باهاش مخالفن رو بکوبن یا حمایت کننده هاشو. همه با تعصب با هم بحث میکنن و هيچ بحثى به هيچ جا نمى رسه، چون به عقيده اى همه خودشون درست ميگن و هيچوقت هيچى نميتونه نظرشون رو عوض كُنه.  اینا همه برا من خیلی جالب بود!

.وقتى فهميدم اينجا مى خوان صندوق بيارن خيلى خوشحال بودم که میتونم توی سرنوشت مملکتم شرکت کنم و میدونستم انتخاب خیلی مهمیه و خیلی روش باید تحقیق کنم ...ولی وقتی از دورو ورى ها و دوست و آشنا ها میپرسم میبینم همه حرفای ضد و نقیض، دلیل های مسخره...حرف های بدون  سند و مدرک...بعضی از دوستام که نظرشونو ميپرسم، ميگن به فلانى راى ميدم ميگم چرا؟ و هرکی فقط با بدی های طرف مقابل جوابم رو میده که خیلی هاش فقط حرف و از روی احساس هست..!!انگار هیچکس دنبال "چرا" نیست؟؟؟ مگر انتخابات هم بازیه که همه فقط میخوان ببرن و هم دیگه رو ضایع کنن؟؟؟

"مردم سعي كنند صالح ترين را انتخاب كنند.آن كساني كه نامزد رياست جمهوري ميشوند و در شوراي نگهبان صلاحيت آنها زير ذره بين قرار مي گيرد وشوراي نگهبان صلاحيت آنها را اعلام ميكند .اينها همه شان صالح اند ، اما مهم اين است كه شما در بين اين افراد صالح بگردين و صالح ترين را پيدا كنيد.اينجا جايي نيست كه من و شما بتوانيم به حداقل اكتفا كنيم.دنبال اكثرباشيد.بهترين را انتخاب كنيد."1

ای کاش دنبال بهترین بودیم!

 و ای کاش برای بالا بردن خود، دنبال کوبیدن دیگران نبودیم!

                                  ********************************

شاید چیزی که اینجا بیشتر بهش دسترسی داشتم این بود که ببینم نظر غرب  درباره انتخابات چیه؟ دوره های فبل همیشه تلاش داشتند مردم را وادار کنند که رای ندن...ولی این دفعه انگار روش جدیدی رو پیش گرفتن...رادیو ها و میدیا همه ی تبلیغاتشان این است که به هر کس میخواهید رای دهید جز یک نفر!!!!

* وزير خارجه فرانسه به نقل از شبكه سي ان ان : از تحرك مخالفان دولت احمدي نژاد بسيار خوشحالم....آرزوي غرب ،پيروزي مخالفان احمدي نژاد در انتخابات آينده است .البته من ميدانم كه اين يك رويايست.

* هفته نامه امريكايي تايمز: اگر امريكا خوش شانس باشد ،احمدي نژاد در انتخابات ايران شكست مي خورد.

و این سوال میماند که احمدي نژاد اين چهار سال چه كرده كه امريكا و اسراييل از انتخاب مجددش اظهار خطر ميكنند؟!!!

**********************************

قابل توجه كسانى كه عملكرد آقاى احمدى نژاد را در سياست خارجى باعث  سرشکستگی ايران میدانند:

روزنامه انگليسى گاردين : دستاوردهای هسته اى احمدى نژاد در تاریخ ايران ثبت خواهد شد! دستاوردهایی که شايد از ملى كردن صنعت نفت نيز مهم تر باشد


نیو یرک تایمز: گذشت زمان نشان داده است كه رییس جمهور ايران سیاستمدار باهوشی است كه توانست از فشار علیه تهران براى ايجاد يك جبهه واحد علیه سياستهايى غرب استفاده كند.

- روزنامه صهيونيستي جروزالم پست  در اعترافي بزرگ نوشت: سخنراني احمدي نژاد در ژنو در حالي در رسانه هاي سراسر جهان پخش شد كه وي توانست با استفاده از فن خطابه قوي و عميق بسياري از مردم را تحت تاثير قرار دهد.

*******************************

 رهبر انقلاب : دولت نهم انصافا خدمتگزار ،پركار و با ارزش و صد درصد مورد اعتماد است. شعارو گفتار اين دولت ،منطبق بر شعارو گفتار امام و منطبق بر شعارها وگفتمان انقلاب است،اين خيلي چيز با ارزشي است. من از اين دولت به طور خاص حمايت ميكنم ،جهت گيري هاي ديني،سخت كوشي،ارتباط با مردم ،سفرهاي استاني، جهت گيري عدالت، اينها خيلي قيمت دارد و من قدر اين كار ها را مي دانم .  روند غرب باوري و غرب زدگي راكه متاسفانه داشت در بدنه ي  مجموعه هاي دولتي نفوذ ميكرد ،متوقف گرديد و اين چيز مهمي است.

اين فضاي بي بندو باري در حرف زدن و اظهار نظر عليه دولت، مسئله اي نيست كه خداوند به آساني از آنها بگذرد... ۲

 ************************************

حرف آخر:

درست است که همه کاندیدا خوب هستند اما این مسیولیت شرعی و انسانی ماست که با دقت و تحقیق بهتربن را انتخاب کنیم. چرا که اگر رای تک تک ما باعث شوذ حتی ذره ای از خون شهدا و یا ذره ای از حق محرومان پایمال شود آن وقت ما در پیشگاه خداوند چطور میتوانیم پاسخگو باشیم؟ ایا ما میتوانیم در برابر اشک یتیمان بی تفاوت بمانیم؟ 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱ -    بيانات رهبر انقلاب در سفر اخيرشان به كردستان (سنندج)درمورد انتخابات رياست جمهوري 22/2/88 :

۲- بيانات رهبر انقلاب  ۱۵/۸/۸۷-و ۱/۱/۸۶- و ۲/۶/۸۷

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 18:32 توسط عطر یاس |